محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6037

تاريخ الطبرى ( فارسي )

به پسرش يوسف داد . پس از آن خراج و املاك آن ناحيه را نيز به دو سپرد كه به آن ناحيه رفت و آن را مضبوط داشت و عاملان خويش را به هر سوى فرستاد . در اين سال سالار حج منتصر ، محمد بن جعفر متوكل ، بود . ( 187 آنگاه سال دويست و سى و هفتم درآمد . سخن از خبر حادثاتى كه به سال دويست و سى و هفتم بود از جمله آن بود كه مردم ارمينيه در آنجا بر ضد يوسف بن محمد به پا خاستند . سخن از اينكه چرا مردم ارمينيه بر ضد يوسف بن محمد به پا خاستند ؟ از پيش گفتيم كه چرا متوكل يوسف بن محمد را عامل ارمينيه كرد ، اما سبب اينكه مردم ارمينيه بر ضد وى به پا خاستند آن بود كه - چنان كه گفته‌اند - وقتى وى به كار خويش در ارمينيه مستقر شد يكى از بطريقان به نام بقراط پسر آشوط كه او را بطريق بطريقان مىگفتند به طلب امارت برخاست كه يوسف بن محمد او را گرفت و بند نهاد و به در خليفه فرستاد و بقراط و پسرش اسلام آوردند . گويند : كه يوسف وقتى بقراط پسر آشوط را فرستاد برادر زاده بقراط با جمعى از بطريقان ارمينيه بر ضد وى فراهم آمدند ، در شهرى كه يوسف در آن بود ، و چنان كه گفته‌اند شهر طرون بود ، برف افتاده بود . و چون برف آرام شد ( كسان ) از هر سوى ، آنجا رفتند و يوسف و همراهان وى را در شهر محاصره كردند . يوسف به در شهر رفت و با آنها پيكار كرد كه او را با همه كسانى كه همراه وى پيكار كرده بودند بكشتند اما هر كه همراه وى نبرد نكرده بود به دو گفتند جامه هاى خويش را در آور و برهنه برو . جمعى بسيار از آنها جامه ى خويش را درآوردند و بى پاپوش گريختند كه بيشترشان از